نويسندگان

من

عاشق نیستم !

فقط گاهی

حرف تو که می شود

دلم ...

مثل اینکه تب کند

گرم و سرد می شود

توی سینه ام چنگ می زند

آب می شود

تنگ می شود

تنگ می شود

[ ۱۳٩٠/٦/٢٠ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ] [ شاپرک ] [ نظرات () ]

ان کس که می گفت دوستم دارد

عاشقی نبود که به شوق من امده باشد

رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت

صدای خش خش برگها همان اوازی بود که من فکر می کردم

می گوید:

"دوستت دارم...!"

[ ۱۳٩٠/٥/۱۱ ] [ ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ] [ شاپرک ] [ نظرات () ]

باید بروم ....
کاش میشد رفتن را بی تو هم معنی کرد .
بی تو نه رفتی هست و نه آمدی .
بن بستی است به نام دل تنگ


 

[ ۱۳٩٠/٤/٢٢ ] [ ٩:٢۱ ‎ق.ظ ] [ شاپرک ] [ نظرات () ]
درباره وبلاگ

امکانات وب